اینطور که دلم میخواهد آوریل 5, 2010
Posted by پریا in هذیان های پریا.2 comments
بی اعتماد شده ام به عشق های آتشین …به هیجان های سینوسی…به هر چه تکانه ای و غیر قابل پیش بینی است…پشت این سر و صدا ها گویی کودکی خوابیده که بی حساب عشق میورزد و بی محابا کج خلقی میکند…همانقدر که دوست داشتنی و خواستنی است سرسام آور است و خسته کننده…عشق را آرام بی ادعا و مهربان دوست دارم…در نگاه هایی که با هم تلاقی کنند و حال هم را بفهمند …در رفتار بالغانه و محتاط…در خنده های از ته دل…در بلوغ پختگی صبوری…در آرامش…
